سلام رفقا
خداخواست که زنده باشیم وماه رمضان
امسال روهم درک کنیم.
امسال کل ماه رمضان توتابستان افتاده
و باتوجه به اینکه تومناطق ماکه کوهستانیه
هواتقریباگرمه نمیدونم بقیه جاها به خصوص مناطق جنوبی
چطوره ولی باتمام اینها وقتی کسی از
سختی روزه تواین گرماگله میکنه
تنهاسخنی که میتونم بهش بگم
که بیشتربوی امیدمیده بیان سیره
شهداوبه خصوص حکایت جالبی از
شهیدمحمدجهان آراس.
وقتی ازپدرشهیدجهان آرامیپرسن
پسرت چکارکرده بودکه اینهمه درمقابل بی خوابی ها
وگرسنگی ها بعدازچندروز ودربهبوهه ی جنگ
بازهم مقاوم بودوروحیش رو نمیباخت؟
جواب داد:
محمددوران نوجوانیش تو وسط تابستون
وگرمای مردادماه آبادان بازبان روزه
توی کوره آجرپزی کارمیکردوهمین
چشیدن سختی هاباعث شدکم نیاره.
امروزکه رفیقمو که توصحرامشغول به کاره
وجوشکاری میکنه دیدم وقتی ازش پرسیدم
ازبقیه چه خبر؟
باتاسف جواب داد:همه جزمن روزه نمیگیرن
وناهارشون روهم سروقت میخورن.
به راستی چرااینقدرراحت دستورات خداروزیرپامیزاریم؟
چرا؟
رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعدّ سفر شهر خدا كرد مرا
از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا
نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
یله از سلسله ديو دعا كرد مرا
فيض روحالقدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا
من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا
در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا
دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا
زين دعاهاست كه با اين همه بيبرگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا
هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا
|
+| نوشته شده توسط
زائرگلزارشهدا در شنبه سی و یکم مرداد 1388
|